خلاصه داستان: دو دوست در جستجوی همراه گمشده خود هستند. آنها روزهای دانشگاه خود را دوباره مرور میکنند و خاطرات دوستشان را به یاد میآورند که الهامبخش آنها بود تا متفاوت فکر کنند، حتی همانطور که بقیه دنیا آنها را "احمق" مینامیدند.
خلاصه داستان: در فرانسه تحت اشغال نازی ها در طول جنگ جهانی دوم، برنامه ای برای ترور رهبران نازی توسط گروهی از سربازان یهودی آمریکایی با نقشه های انتقام جویانه صاحب یک تئاتر برای همین موضوع همزمان است.
خلاصه داستان: پیشخدمتی که ناامید از تحقق رویاهای خود به عنوان صاحب رستوران است، راهی سفر می شود تا شاهزاده قورباغه ای را به انسان تبدیل کند، اما پس از بوسیدن او باید با همین مشکل روبرو شود.
خلاصه داستان: یک گرداب فضا-زمان، دانشمند ریک مارشال، دستیارش هالی و بقای ویل را به دنیایی پر از دایناسورها و موجودات آهسته دردناکی به نام اسلیستکس می کشد.
خلاصه داستان: زمستان، 1941. با حمله نیروهای نازی به اتحاد جماهیر شوروی و محاصره شهر ویران شده لنینگراد، جنگ جهانی دوم ادامه دارد. روزنامه نگاران خارجی به سرعت تخلیه می شوند، اما در هرج و مرج که به وجود می آید، کیت دیویس پشت سر می ماند.
خلاصه داستان: یک 24 ساله کشتی گیر/ مرد مک جابرونی در گروه درمانی خانواده قربانیان قتل (خواهر و شوهر) با مادری 20+ سال بزرگتر آشنا می شود. او به پسر نوجوان ناشنوا او کمک می کند. او را به عروسی دعوت می کند. آنها منتظر محکومیت در دادگاه قتل هستند.
خلاصه داستان: مردی بیوه که متوجه شد تنها ارتباطش با خانواده اش از طریق همسرش است و به یک سفر جاده ای بداهه می رود تا دوباره با هر یک از فرزندان بزرگش بپیوندد.