خلاصه داستان: اوگنی اونگین به سبک بزرگ زندگی می کند: توپ ها، پذیرایی ها، اولین نمایش های تئاتر و سایر سرگرمی هایی که پایتخت می تواند به یک مرد جوان ارائه دهد. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده است، بنابراین او خبر بیماری عمویش را زنده می داند ...
خلاصه داستان: یک سوپرمارکت در حومه مسکو قلب تاریکی برای "کارمندان" ازبکی است که شبانه روز در آنجا کار می کنند و مورد تهدید، آزار و اذیت و زندان قرار می گیرند. مخبت فرار می کند و دور باطل برده داری مدرن را آشکار می کند.
خلاصه داستان: اوایل سال 1700: نقشهبردار جاناتان گرین (جیسون فلمینگ) از امپراتوری ممنوع (2014) برای نقشهبرداری از خاور دور روسیه بازگشت. او به اجبار به چین می رود، جایی که با استاد اژدها و دیگران روبرو می شود. تزار روسیه با نقاب آهنی از دستش می گریزد...
خلاصه داستان: شاهزاده باربارا مخفیانه عاشق شاهزاده ادوارد است. هنگامی که راسو کارمند پست اب زیرکاه از پادشاه می خواهد که او را با باربارا ازدواج کند، او فرار می کند. هیولای شیرین بوگی تمام تلاشش را می کند تا به باربارا کمک کند تا پادشاهی را نجات دهد.
خلاصه داستان: زمستان، 1941. با حمله نیروهای نازی به اتحاد جماهیر شوروی و محاصره شهر ویران شده لنینگراد، جنگ جهانی دوم ادامه دارد. روزنامه نگاران خارجی به سرعت تخلیه می شوند، اما در هرج و مرج که به وجود می آید، کیت دیویس پشت سر می ماند.
خلاصه داستان: فینیک جوان فنلاندی است که به نظر نمی رسد به مسئولیت خود در ساختن خانه از خانه اش اهمیتی دهد. همه چیز تغییر می کند وقتی یک خانواده جدید به خانه او می آیند و حقه های فینیک اصلاً کار نمی کند.