خلاصه داستان: در اوج کار خود در لندن، یک زن استرالیایی مبتلا به ام اس تشخیص داده شد. پس از از دست دادن شغل و مرگ شوهرش، او با سه پسرش به خانه نقل مکان می کند، جایی که یک ملاقات تصادفی با یک معشوق دوران کودکی او را تغییر می دهد...
خلاصه داستان: یک ویراستار کتاب شهر نیویورک برای اداره یک کتابفروشی برای ماه دسامبر انتخاب میشود، در حالی که با پسر صاحبان کتابفروشی سر به سر میزند، دوباره جرقه خلاقیت خود را کشف میکند و میآموزد که استعداد (و عشق) را میتوان در هر کجا پیدا کرد.
خلاصه داستان: اوگنی اونگین به سبک بزرگ زندگی می کند: توپ ها، پذیرایی ها، اولین نمایش های تئاتر و سایر سرگرمی هایی که پایتخت می تواند به یک مرد جوان ارائه دهد. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده است، بنابراین او خبر بیماری عمویش را زنده می داند ...
خلاصه داستان: یک رقصنده سرسخت و یک بازیکن خودخواه با احساسات خود نسبت به یکدیگر مبارزه می کنند، زیرا آینده پس از فارغ التحصیلی آنها را تهدید می کند که آنها را از هم جدا کند.
خلاصه داستان: مارگو، معمار نوظهور نیویورک، به طور غیرمنتظره ای یک خانه مسکونی انگلیسی را به ارث می برد. او با پذیرش سنت های کریسمس در خارج از کشور، عشق و احساس تعلق پیدا می کند که زندگی او را تغییر می دهد.
خلاصه داستان: علیرغم تلاش والدینشان برای جدایی، عشق نوح و نیک شکست ناپذیر به نظر می رسد. با این حال، کار و دانشگاه زندگی خود را به روی روابط جدید باز می کند.
خلاصه داستان: بالا و پایین روابط خانوادگی در یک خانواده طبقه متوسط هندی. زندگی گواردان، که میخواهد در زندگی به عظمت دست پیدا کند، اما باید از میان مسائل بیشماری رابطه/اعتماد/خود عبور کند.
خلاصه داستان: در سال 2200، نائوکی و مایومی در یک اقامتگاه شناور در فضا زندگی می کنند. زمانی که نائوکی متوجه شد نائوکی همسرش را سالها پیش به اندروید تبدیل کرده تا نسخهی عالی خود را زندگی کند، وجود شگفتانگیز آنها از بین میرود...
خلاصه داستان: الفابا، زن جوانی که به دلیل پوست سبزش دچار سوءتفاهم شده است، و گلیندا، دختری محبوب، در دانشگاه شیز در سرزمین اوز با هم دوست می شوند. پس از برخورد با جادوگر شگفت انگیز شهر اوز، دوستی آنها به نقطه ای می رسد...