خلاصه داستان: Impaled Rektum، یک گروه، در زندان است، اما باید فرار کند، زمانی که پدر گیتاریست بیمار می شود و خانه/کسب و کار خانواده آنها با تخریب مواجه می شود. آنها پیشنهاد بازی در یک فستیوال بزرگ را دریافت می کنند اما به دلیل زندانی بودن و غیرقابل پیش بینی بودن رد می شوند.
خلاصه داستان: بیلی با برادرش هانتر و پدرش باگ زندگی می کند که آنها را به تنهایی در یک چمباتمه در شمال کنت بزرگ می کند. باگ وقت زیادی برای اختصاص دادن به آنها ندارد. بیلی به دنبال توجه و ماجراجویی در جای دیگری است.
خلاصه داستان: آلفونسو 11 ساله، وارث دن کیشوت، و 3 خرگوش خیالی و موزیکالش به پانچو و ویکتوریا می پیوندند تا شهر محبوبشان لامانچا را از طوفان بزرگ نجات دهند.
خلاصه داستان: پس از جنگ ویتنام، تیمی از دانشمندان جزیرهای ناشناخته در اقیانوس آرام را کاوش میکنند و به قلمروی کنگ قدرتمند میروند و باید برای فرار از عدن اولیه بجنگند.
خلاصه داستان: رهبران هفت دموکراسی ثروتمند هنگام تهیه بیانیه ای درباره یک بحران جهانی در جنگل گم می شوند و در تلاش برای یافتن راه خروج با خطر مواجه می شوند.
خلاصه داستان: یک پاندا از چین به آفریقا سفر می کند و با اسب آبی، کفتار، گوریل روبرو می شود. او دوست اژدهای ربوده شده خود را نجات می دهد، دوستان جدیدی پیدا می کند و از خانه جنگلی آنها محافظت می کند.
خلاصه داستان: رونا پس از گذراندن زندگی در حاشیه لندن، سعی می کند با گذشته آشفته خود کنار بیاید. به امید بهبودی، او به زیبایی وحشی جزایر اورکنی اسکاتلند که در آن بزرگ شده است، باز می گردد.