خلاصه داستان: بر اساس یک داستان واقعی باورنکردنی. مردی با جعل نابینایی به رویای خود مبنی بر ترک کشورش مصر و زندگی در اروپا کلاهبرداری می کند. او به تیم فوتبالیست های نابینا می پیوندد که عازم لهستان هستند.
خلاصه داستان: در تابستان 1996، تامارا قبل از رفتن به برازیلیا، از چند هفته آخر در روستایی که در آن در ساحل آلاگواس زندگی می کند، لذت می برد. با این حال، در طول تابستان، تامارا با دختری مرموز به نام "هی..." آشنا می شود و جذب او می شود.
خلاصه داستان: بانتو از کودکی مورد تنفر پدرش والمیکی قرار گرفته است. سامارا، رئیس او، به او محبت و عشق نشان می دهد تا اینکه متوجه می شود جیندال ها والدین او هستند. بانتو تصمیم می گیرد به دنبال عشق جیندال ها برود و از آنها در برابر تهدیدات محافظت کند...
خلاصه داستان: سیدونی پرسیوال در حالی که در یک تور کتاب در ژاپن است، که هنوز توسط روح همسر فقیدش تسخیر شده است، با ناشر مرموز ژاپنی خود رابطه عاشقانه ای را آغاز می کند.