خلاصه داستان: ویلا و بیل عاشقان سابقی هستند که پس از سالها برای اولین بار یکدیگر را می بینند، زمانی که هر دو در حین حمل و نقل، در یک فرودگاه یک شبه برف می بینند.
خلاصه داستان: مایا لوپز باید با گذشتهاش روبرو شود، دوباره با ریشههای بومی آمریکاییاش ارتباط برقرار کند و اگر امیدی به پیشرفت داشته باشد، معنای خانواده و جامعه را بپذیرد.
خلاصه داستان: فریزر به شهری متفاوت میرود که با چالشهای جدیدی روبرو میشود، روابط جدیدی را ایجاد میکند، و یک یا دو رویای قدیمی را در نهایت محقق میکند. فریزر دوباره وارد ساختمان شده است.
خلاصه داستان: دوست صمیمی دموس و نیکیتاس در حالی که یک روز شنا در ساحل عجیب و غریب آتن میگذرانند، اتفاقات تابستان اخیر را به یاد میآورند تا آنها را به فیلمنامهای برای اولین فیلم سینمایی نیکیتاس تبدیل کنند.
خلاصه داستان: رن ویلند برای تشییع جنازه مادرش به خانه در کلیولند باز می گردد. زمانی که به آنجا می رسد، قبل از اینکه با مشکلات خود روبرو شود و سعی کند با اندوه خود روبرو شود، در حالی که روابط قدیمی را بهبود می بخشد، روابط جدیدی برقرار می کند.
خلاصه داستان: تس کهنه سرباز جنگی عراق را دنبال می کند، در حالی که آماده می شود تا پس از حمله گروهی از مهاجمان به خانه در مهمانی مجردی خواهرش، حمله کند، و او متوجه می شود که آنها نمی خواهند شاهدی را پشت سر بگذارند.
خلاصه داستان: در هلسینکی امروزی، دو روح تنها در جستجوی عشق به طور اتفاقی در یک بار کارائوکه با هم ملاقات می کنند. با این حال، مسیر آنها به سوی خوشبختی با موانعی روبرو است - از شماره تلفن های گم شده تا آدرس های اشتباه، اعتیاد به الکل و یک سگ ولگرد جذاب.