خلاصه داستان: Impaled Rektum، یک گروه، در زندان است، اما باید فرار کند، زمانی که پدر گیتاریست بیمار می شود و خانه/کسب و کار خانواده آنها با تخریب مواجه می شود. آنها پیشنهاد بازی در یک فستیوال بزرگ را دریافت می کنند اما به دلیل زندانی بودن و غیرقابل پیش بینی بودن رد می شوند.
خلاصه داستان: زندگی روزمره یک نبرد بی امان برای بقا است، اما ماجا در موضع خود ایستاده است. با وجود همه ناکامی ها، او در Stormskerry، جایی که ریشه هایش است، می ماند.
خلاصه داستان: فریگا که سعی می کند شغل پرخطر خود به عنوان مدیر امنیتی در معدن کیروناوارا را با زندگی خانوادگی خود متعادل کند، باید برای زندگی خود و عزیزانش بجنگد که شهرش شروع به فروپاشی در معدن می کند.
خلاصه داستان: نگهبانی در مرز شوروی و چین که پس از جان سالم به در بردن از یک حمله مرگبار، تصمیم میگیرد راهب شود، اما باید در طول مسیر دائما ثابت کند که میتواند به انسان روشنبینی تبدیل شود.
خلاصه داستان: در هلسینکی امروزی، دو روح تنها در جستجوی عشق به طور اتفاقی در یک بار کارائوکه با هم ملاقات می کنند. با این حال، مسیر آنها به سوی خوشبختی با موانعی روبرو است - از شماره تلفن های گم شده تا آدرس های اشتباه، اعتیاد به الکل و یک سگ ولگرد جذاب.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی مادرش، مردی ملایم اما مضطرب با تاریکترین ترسهایش روبرو میشود و اودیسهای حماسی و کافکایی را در بازگشت به خانه آغاز میکند.
خلاصه داستان: دامیان وین در خانه تنها می ماند در حالی که پدرش، بتمن، برای کمک به لیگ عدالت در شب کریسمس می رود، اما در نهایت نقشه ای را در گاتهام کشف می کند تا کریسمس را بدزدد و از شانس تبدیل شدن به یک ابرقهرمان مانند بتمن استفاده کند.