خلاصه داستان: یک کارمند بیمه در منهتن سعی میکند با اجازه دادن به مدیران آن از آپارتمانش برای امتحان کردن، در شرکتش رشد کند، اما عوارض و عاشقانهای برای خودش به وجود میآید.
خلاصه داستان: منشی فینیکس 40000 دلار از مشتری کارفرمایش اختلاس می کند، فرار می کند و به متل دورافتاده ای که توسط مرد جوانی تحت سلطه مادرش اداره می شود، چک می کند.