خلاصه داستان: پروفسور ویلسون یک توله سگ گمشده آکیتا را در راه خانه پیدا می کند. علیرغم مخالفت های همسرش، هاچی خود را مورد علاقه خانواده قرار می دهد و تبدیل به همراه وفادار پارکر می شود. همانطور که پیوند آنها عمیق تر می شود، یک رابطه زیبا...
خلاصه داستان: یک جوجه تیغی خیابانی مهربان و یک وزیر بزرگ تشنه قدرت برای یافتن چراغ جادویی که قدرت برآوردن عمیق ترین آرزوهای آنها را دارد، رقابت می کنند.
خلاصه داستان: برای قدرت دادن به شهر، هیولاها باید کودکان را بترسانند تا آنها فریاد بزنند. با این حال، کودکان برای هیولاها سمی هستند، و پس از اینکه یک کودک از راه می رسد، دو هیولا متوجه می شوند که ممکن است چیزها آنطور که آنها فکر می کنند نباشد.
خلاصه داستان: وقتی دو دختر برای نزدیک شدن به مادر بیمارشان به کشور می روند، با ارواح جنگلی شگفت انگیزی که در آن نزدیکی زندگی می کنند، ماجراجویی می کنند.
خلاصه داستان: اسباببازیها درست قبل از رفتن اندی به کالج، اشتباهاً بهجای اتاق زیر شیروانی به یک مرکز مهدکودک تحویل داده میشوند، و این به وودی بستگی دارد که بقیه اسباببازیها را متقاعد کند که رها نشدهاند و به خانه بازگردند.