خلاصه داستان: در یک دوره هوای بسیار بارانی، پسر دبیرستانی هوداکا موریشیما از خانه روستایی آشفته خود به توکیو فرار می کند و با دختر یتیمی که می تواند آب و هوا را دستکاری کند، دوست می شود.
خلاصه داستان: زندگی لاکی پرسکات برای همیشه تغییر می کند وقتی او از خانه خود در شهر به یک شهر کوچک مرزی نقل مکان می کند و با موستانگ وحشی به نام اسپیریت دوست می شود.
خلاصه داستان: پس از کشف یک جوجه تیغی کوچک، آبی و سریع، یک افسر پلیس شهر کوچک باید به او کمک کند تا یک نابغه شیطانی را که می خواهد روی او آزمایش کند، شکست دهد.