خلاصه داستان: مارگو، معمار نوظهور نیویورک، به طور غیرمنتظره ای یک خانه مسکونی انگلیسی را به ارث می برد. او با پذیرش سنت های کریسمس در خارج از کشور، عشق و احساس تعلق پیدا می کند که زندگی او را تغییر می دهد.
خلاصه داستان: بیوه کتی به طرز جادویی یک آدم برفی را زنده می کند. بی گناهی او به او کمک می کند تا دوباره عشق پیدا کند. آنها قبل از تعطیلات به هم می پیوندند، اما او محکوم به ذوب شدن است.
خلاصه داستان: زنی به امید ادامه دادن به خانه برمی گردد، اما وقتی کسی سعی می کند از پیشنهاد غافلگیرکننده دوست پسرش، حتی از طریق قتل، جلوگیری کند، متوجه می شود که در بیابان برای بقا می جنگد.
خلاصه داستان: دو نوجوان پس از اینکه متوجه می شوند در حال تعویض بدن هستند، یک ارتباط عمیق و جادویی با هم دارند. وقتی دختر و پسر تصمیم می گیرند شخصاً ملاقات کنند، اوضاع پیچیده تر می شود.
خلاصه داستان: یک تماس مرموز درباره دزدی جواهرات برنامه ریزی شده، مدی مور، اپراتور خط اصلی مطبوعات دیترویت را به یک پرونده قتل خطرناک در کنار یک کارآگاه تازه ارتقاء یافته می کشاند. با بازی هالند رودن و کریس مک نالی.
خلاصه داستان: بر اساس داستان واقعی پدر و پسری که در طی یک پیاده روی اجباری در مسیر آپالاچی، رابطه شکسته خود را ترمیم می کنند تا سگ گمشده مورد علاقه خود را پیدا کنند.