خلاصه داستان: وقتی به یک رونین که در کاخ یک ارباب فئودال درخواست سپپوکو میکند، از خودکشی بیرحمانه رونین دیگری که قبلاً به آنجا رفته بود گفته میشود، او نشان میدهد که چگونه گذشتههای آنها در هم تنیده شده است - و در انجام این کار یکپارچگی قبیله را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در شهری آینده نگر که به شدت بین طبقه کارگر و برنامه ریزان شهری تقسیم شده است، پسر مغز متفکر شهر عاشق یک پیامبر طبقه کارگر می شود که ظهور ناجی را برای میانجی گری اختلافات آنها پیش بینی می کند.