خلاصه داستان: بالتیمور شب سال نو یک افسر پلیس با استعداد اما مشکل دار (شالین وودلی) توسط بازپرس ارشد اف بی آی (بن مندلسون) برای کمک به شناسایی و ردیابی فردی آشفته که شهر را وحشت زده می کند، استخدام می شود.
خلاصه داستان: یک راننده یک پیشخدمت را از دست سابقش نجات می دهد. او به رانندگی ادامه می دهد اما در هنگام کولاک تصادف می کند. او اکنون مجروح شده و در یک دره به دام افتاده است، وحشی را می بیند که او را تعقیب می کند. با کاهش زمان او باید راهی برای زنده ماندن در سرما و طعمه پیدا کند...
خلاصه داستان: خدمه ای که از وارنا (بلغارستان) در کنار دریای سیاه به سمت انگلستان حرکت می کنند، متوجه می شوند که محموله های بسیار خطرناکی را حمل می کنند.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان و خواهر کوچکترش که هنوز از مرگ غم انگیز مادرشان به خود می پیچند، خود را گرفتار حضور سادیستی در خانه خود می بینند و تلاش می کنند تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، توجه پدر سوگوارشان را جلب کنند.
خلاصه داستان: هنگامی که اشلی و دختر جوانش سارا در یک کار جنایی که زندگی آنها را به خطر می اندازد گرفتار می شوند، او به پدری که از او دور شده است مت، که در حال حاضر زندگی یک ادم بازنشسته ساحلی در جزایر کیمن را می گذراند، روی می آورد.
خلاصه داستان: بلک مانتا به خاطر مرگ پدرش به دنبال انتقام از آکوامن است. او با استفاده از قدرت سهجانبه سیاه تبدیل به یک دشمن سرسخت میشود. برای دفاع از آتلانتیس، آکوامن با برادر زندانی خود اتحاد برقرار می کند. آنها باید از پادشاهی محافظت کنند.
خلاصه داستان: جراح مغز و اعصاب مگی سالیوان، پس از یک رسوایی که باعث می شود زندگی حرفه ای و شخصی خود را در شهر ترک کند، دوباره با گذشته شهر کوچک خود ارتباط برقرار می کند.