خلاصه داستان: مایا لوپز باید با گذشتهاش روبرو شود، دوباره با ریشههای بومی آمریکاییاش ارتباط برقرار کند و اگر امیدی به پیشرفت داشته باشد، معنای خانواده و جامعه را بپذیرد.
خلاصه داستان: فریزر به شهری متفاوت میرود که با چالشهای جدیدی روبرو میشود، روابط جدیدی را ایجاد میکند، و یک یا دو رویای قدیمی را در نهایت محقق میکند. فریزر دوباره وارد ساختمان شده است.
خلاصه داستان: این داستان نسل جوانی از مکزیکیها را دنبال میکند که آزادیهای جدیدی را کشف میکنند، به دلیل یک صحنه همجنسگرای جذاب، مورد حمله رژیم خودکامه و سپس ایدز.
خلاصه داستان: جراح مغز و اعصاب مگی سالیوان، پس از یک رسوایی که باعث می شود زندگی حرفه ای و شخصی خود را در شهر ترک کند، دوباره با گذشته شهر کوچک خود ارتباط برقرار می کند.